تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

پزشکی و اجتماعی و هنری و فال و مطالب عمومی و.....

با کلاس شدن در یک دقیقه!!!

اگر می خواهید دختر آپ تو دیتی باشید ! اگر می خواهید هر کسی شما را دید دچار برق گرفتگی شود! اگر می خواهید با راه رفتن شما در خیابان یک اکیپ پرستار مجرب و یک آمبولانس از پشت سر شما حرکت کند تا مقتولین شما را جمع کند!اگر می خواهید کارتان به جایی رسد که هر کس شما را دید بگوید بابا تو دیگه کی هستی دست الیاس(ببخشید ! شیطونو) بستی ! اگر می خواهید دختر مد روز باشید و بدانید آخرین ملاکهای دختر با کلاس چیستاین نوشته را بخوانید !! اما پیش از آنکه این مطلب را بخوانید باید گفت که این مطلب در ارتباط با خانم هایی است که که دوست دارند از الگوهای غربی تقلید کنند وهستند در بین همین افرادی که اصلا نمی دانند چگونه تقلید کنند یا آنقدر در تقلید افراط می کنند که حتی در غرب هم نمی توان به چنین موردی برخورد کرد...

به هر حال آنچه را می خوانید زیاد جدی نگیرید ...

اگر هم جدی گرفتید بخندید تا فراموش کنید...

۱- قیافه جدیدی پیدا کنید! منظورمان این نیست که یک بار دیگر متولد شوید همین یک باری که به دنیا آمدید به اندازه کافی کره زمین را مزین کرده اید منظورمان این است که در تیپ مبارک دستکاری کنید.آرایش عجیب و غریب انجام دهید.برای این کار روشهای زیر پیشنهاد می شود:

  • لوارم آرایشتان را در اختیار کودکی سه ساله قرار دهید و از او بخواهید به سلایقه خودش شما را آرایش کند.
  • پلک هایتان را قرمز لبهایتان را سیاه و دست هایتان را سبز کنید.
  • به دماغتان حلقه بسکتبال آویزان کنید.
  • از لوستر وسط پذیرایی به جای گوشواره استفاده کنید.
  • دماغتان را عمل کنید برای آنکه بیشتر جلب توجه کنید از دکتر بخواهید دماغ یک مورچه خوار را به شما پیوند بزند.

اگر با این تیپ به خیابان بروید حتما آمار تصادفات رانندگی را بالا خواهید برد!! سعی کنید پلیس شما را نبیند چون ممکن این کمی ناراحت بشود.!!!

۲- دانش خود را بالا ببرید:برای این کار توی هر جمعی همه از دانش و اطلاعات شما تعجب کنند از روشهای زیر استفاده کنید :

  • اسم و فامیل و شماره کفش تمام فوتبالیست ها ( نخ سوزن دیوید بکهام) را حفظ کنید.
  • در مورد بازیگران هالیوود ( براد پیت و بانو)و همین طور بالیوود هر چه اطلاعات می توانید جمع کنید.
  • از ده تا یک را سر و ته بشماری.
  • شعر انار صد دانه یاقوت دسته یه دسته را حفظ کنید.
  • کتابهای هری پاتر را بخوانید( اگر حوصله نداشتید می توانید قرص آن را بخورید یا آمپول آن را بزنید)
  • از پشت کامیون ها چند تا شعر سوزناک یاد بگیرید و توی هر جمعی بخوانید.

توجه داشته باشید که هر چه کتاب علمی کمتر بخوانید بیشتر مورد توجه قرار می گیرید.

۳-آشپزی یاد نگیرید: جوری وانمود کنید که انگار جد اندر جد برای تان از رستوران غذا می آورند به همه بگویید به بوی پیاز آلرژی دارید اگر توی خانه مجبورتان کردند غذا درست کنید کافی است به جای نمک توی غذا مقداری تاید بریزید اثر آن فوری قطعی و تضمینی است ! اسم چند غذای عجیب و غریب را هم حفظ کنید مثل بیف استراگانوف میشل.سوپ زیکوفلینفسکی.شنیتسل فیلیپوچوچو و...

 

۴- ازدواج نکنید:هر کس به شما پیشنهاد ازدواج داد او را سر کار بگذارید.سینی چای را روی خواستگارتان بریزید و به همه بگویید که حالتان از ازدواج به هم می خورد و توی زندگی تان آنقدر خوشبختید که نمی خواهید وجود یک مرد با جورابهای بو گندویش را تحمل کنید.

 

۵- همیشه خود را غمگین نشان دهید:این کار باعث می شود همه به شما توجه کنند بهتر است کمی هم فلسفه یا بگیرید و به همه بگویید دچار یاس فلسفی شده اید!! اما چون فلسفه سخت است و شما هم قبلا مغزتان را با دانش روز پر کرده اید بهتر است بروید سراغ کتابهای روشنفکری.مهم نیست که از آن چیزی می فهمید یا نه؟همین که بگویید من آن آثار را خوانده ام خودش کار صد تا کتاب را می کند.

 

۶- در پوشیدن لباس نهایت سلیقه را به خرج دهید:گرچه خود شما در این کار استاد هستید اما برای دستیابی به قله های رفیع کلاس بالا بودن بهتر است نکات زیر را رعایت کنید:

  • لباس های خواهر دو ساله تان را بپوشید.
  • به مانتوی تان یک میمون یا حداقل یک خرگوش آویزان کنید( اگر زنده باشد چه بهتر!!)
  • به جای روسری و شال روی سرتان جوراب رنگی بکشید(اگر جوگیر شدید و دست به سرقت مسلحانه از بانک زدید ما مسولیتی به عهده نمی گیریم!)
  • کفش پاشنه بلند بپوشید.بهتر است برای پوشیدن این کفش ها از مغازه یک نردبان بگیرید.

۷-حتما به دانشگاه بروید: این که کجا و چه رشته ای اصلا اهمیت ندارد مهم این است که شما دانشجو باشید اگر رشته تان صنایه ارد و سبوس است به همه بگویید مهندسی تغذیه می خوانید.اگر آبیاری درختان دریایی است بگویید مهندسی هیدرو کالچر می خوانم.اگر جمع آوری فضله های مرغ های باستانی است بگویید مرمت آثار باستانی می خوانم اگر کشت خیارشور در کویر لوت است بگویید مهندسی احیای بیابان می خوانم و... مهم نیست که آبروی این رشته های محترم را ببرید به خودتان و کلاستان فکر کنید.

 

۸-مدام از خاطرلتتان تعریف کنید: سعی کنید همیشه از خاطرات سفرهای خارجی تان تعریف کنید این که آدم بیاید مدام خاطرتان دوستان و فامیلش را که خاج رفته اند تعریف کند دیگر خیلی قدیمی شده است.شاید بگویید من سفر خارجی نرفته ام! ما به شما می گوییم اتفاقا این بی اهمیت ترین قسمت ماجراست کافی است سری به چند سایت اینترنتی بزنید یا اگر سخت تان است ای صحبت های یکی از اقوام که مثلا نپال و سری لانکا و افغانستان و ... رفته است بنشینید و خاطراتش را حفظ کنید.توی هر جمع آن خاطره ها را از زبان خودتان تعریف کنید.همین!

 

۹- یانگوم! به همه بگویید اصلا تلویزیون نگاه نمی کنید اگر کسی حال یانگوم و بانو هن را از شما پرسید به روی خودتان نیاورید و وانمود کنید تا به حال در مورد آنها چیزی نشنیده اید.مدام در مورد شبکه های ماهواره ای حرف بزنید.

 

۱۰-رژیم غذایی بگیرید: البته که کار سختی است ولی اصلا خودتان را ناراحت نکنید!قرار نیست شما رژیم بگیرید مهم نیست توی خانه خودتان ته دیگ را با دیگ می خورید یا روزی سه کیلو شیرینی تر را می گذارید لای بربری و می خورید مهم این است که توی مهمانی ها جلوی آن شکم کار خورده را بگیرید.

۱۱-ورزش کنید: می گویید کی حالشو داره بابا؟؟! برای آنکه دختر روز باشید باید ورزش کنید حالا لازم نیست بروید صخره نوردی یا قایق رانی در رودهای خروشان ! سعی کنید توی جمع بگویید ورزشکار هستید البته یادتان باشد که رشته ورزشی را بگویید که امکاناتش در دست نباشد.مثلا بگویید قهرمان پرش با نیزه هستید یا عضو تیم کانوپولوی بانوان هستید! ملت از کجا نیزه و قایق و تشک پارو می آورند؟ولی اگر بگویید والیبالیستم یا بدمینتون بازم در ایکی ثانیه دویست نفر برای ضایع کردن شما از توی جورابشان توپ والیبال و راکت بدمینتون در می آورند.

از این که با ما همسفر بودید خوشحالیم.لطفا کفشهای خودتان را در نیاورید !( آگهی بازرگانی بود!!)

از اینکه با خواندن نوشته ما توانستید با کلاس شوید خوشحالیم فقط یادتان باشد پیش هرکسی از این اداها در نیاورید چوا الان همه این کاره هستند.در استفاده از توصیه های ایمنی دقت  فرمائید.

 

منبع: مجله خانواده سبز                            به قلم: چکاوک محمدی

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 9:58 بعد از ظهر  توسط رامین  | 

عیدتان مبارک

عید غذیر خم ، جشن ولایت و امامت را بر تمامی مسلمانان جهان و عاشقان علی تبریک و شادباش عرض می کنم.

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 9:4 بعد از ظهر  توسط رامین  | 

عشق...

سلام به همه دوستای گلم خوبین؟دوستان پایین این مطلب فال رو هم گذاشتم اگه خواستیم ببینید.ممنون از همه تون

عشق جاذبه است.کششی توفانی که جانهای مضطرب را زندگی تازه می بخشد.این واژه ی کوتاه اگرچه با جان های عاشق آشناست ، هرگز نمی تواند آنچه را بر صفحه ی دل می نگارد ترجمان باشد و دگرگونی های خیره کننده ی وجود را تفسیر کند.

این هم از فقر واژه است که مجبوریم دنیایی بی کران و رنگارنگ را زیر یک لفظ بگنجانیم.

در عشق باید به طور کامل حاضر بود ، با جسم و روح و همه ابعاد وجود.البته جسم خلق و خوی خودش را دارد ، و نمی تواند به تمامی با روح همراه و همسفر شود.تیازهای غریزی پای رفتار جسم را کند و سنگین می کند.اما روح استحاله پذیر است ، و نباید در مشکلات و ملال های ناچیز تلف شود.

بعضی معتقدند عشق با یک ضربه آغاز می شود ، حتی اگر آثارش به کندی چهره بگشاید.این ضربه به روح، یعنی تسخیر ناپذرترین بعد وجود ، وارد می آید و بازتاب اش در قلب منعکس می گردد. این می تپد ، آن بی تابی می کند.ایی می لرزد، آن سر به عصیان بر می دارد.این می سوزد، آن شعله می کشد.و آنجا که عشق پا به عرصه ی جهان می گذارد، عقل می گزیرد و تنها قوه ی عاقله بر جای می ماند، تا جای جای سدی باشد برای دیوانگی های عاشق.عقل می گریزد، چون در دنیای بی انتهای عشق ، احساس فرودستی و حقارت می کند.عقل با استدلال های منطقی طرف است و نمی تواند نمی تواند از مرز محسوسات فراتر برود.در محاسبه ی عقل ، هر علت معلولی دارد و هرگز جز این نخواهد بود.همین دست و پای چوبین است که در برابر بال های پرواز عروج بی مرز و بی انتها حیرت زده و محسور شده چشم می دوزد.

عشق همیشه با دست های پر از عجایب ، پر از تحفه های حیرت آور می آید و چون برق می تازد ، و با قدرت ، تمامی وجود را تصرف می کند.آن چنان بر همه بی رنگی ها ، رنگ و درخشندگی می تاباند که چشم عقل را خیره می کند و منطق اصولی و استدلالی را عقیم ومعلول به گوشه ای می افکند.عشق با بالهای عظیم و گسترده اش انسان را از خود ، از زمین ، از زندگی پوشالی جدا می کند و به عرش می برد! چه می کند ! کجا می برد! دیگر اوست که قادر و مطلق از دخمه های تاریک زندگی ، از منی ها و منیت ها ، از دلبستگی های ناچیز ناچیز می گذرد و بر فراز بیهودگی ها چرخ می زند. در ا« اوج همه چیز رنگ تازه دارد زندگی زمینی و خاکی ، ولی زیباست.از آن اوج ، از آغوش عشق ، آنچه به چشم می آید ، اگر چه کوچک ، ولی دوست داشتنی است.کوه ها ،دشت ها ، خانه های که درونشان پر از موجودات عنصری با بافت خاکی است ، رودها ، دریاها و حتی مرداب ها ، جلوه های زیبایی اند. و این آغاز عشقی است. در این مرحله جذبه ی عشق نگاه را تغییر می دهد ، و آن دید عبوس و کلافه و گله مند ، جایش را به نگاهی حیران و شادمان می بخشد.

این چه معجزه ای است که پرده های تار و تباه را به صحنه های روشن و نورانی مبدل می کند؟خانه همان خانه است که از هر گوشه ای بوی پوسیدگی و غم می آمد، چه شده که این چنین با روح و امن گشته است؟این چه تحولی است؟این بغض های شیرین در گلو ، از تاثیر کدامین نت روحنواز است؟

عشق چه می کند که دیگر حس ((من )) طلبی از میان می رود و همه چیز (( ما )) می شود؟این معشوق کیست که جاذبه اش این چنین حیرت به بار می آورد؟این دست ها که روزی با ولع همه چیز را برای ((خود)) می چسبید، امروز بر اثر کدام معجزه این چنین گشاده و آماده ی ایثار است؟ این خاکساری چیست؟چرا دیگر غروز و تکبر سر بر  نمی آورد؟این حالت را کجا می توان یافت.در کدام بارگاه این طور خاکسار و از خود گذشته می شویم؟این چه هنری است ، چه رازی است که چنین تبذیل ها را باعث می شود.آن من وجودی که همه چیز را برای خود فدا می کرد ، امروز چگونه از سر هستی گذشته و ، غرق در دیگری، از ایثار و فدا شدن محظوظ می شود؟و بی پروا از خود می گذرد.

ای راز ، این سر عزیز، عشق است. آن لحظات جذبه و شوق ، آن دقایقی که هزاران سال با زندگی گذشته عاشق فاصله دارد و به گونه ای حیرت انگیز حد و مرز همهی قوانین عقلی و علمی را بر هم می زند و به دوری های دور پروازش می دهد ، برگ برنده ی عشق است.

عشق وقتی ظهور می کند ، از سر هیچ عضو و اندامی نمی گذرد.همه را صاحب و مالک می شود و از همه سلول ها متجلی می گردد می تابد.از معجزه اش چشم ها براق ، حرکات چشت و چالاک و قلب، در هر سن و سال ، جوان جوان با آهنگی دل انگیز تر می تپد.الفاظ همچون نت های موسیقی هارمونی می یابند و منقح در قالب کلام می ریزند و غزل وار می شوند ، و یک روز عاشق چشم می گشاید و می بیند که تمام لحظه هایش جذبه و شوق و وجد شده ، و در همه جا و همه چیز جلوه ی معشوق متجلی است!

دیگر چه جای اعتراض به نقص های زندگی زودگذر؟!عشق این موهبت عظیم الهی ، به هر چه بد ، رنگ خوبی پاشیده.به هر چه ناپایدار ، رقم قبولی زده.چه فرق می کند که مرگ جسمانی چه زمانی رخ می دهد.این روح با جای دیگر سر و سر یافته هرگز نمی میرد.جسم حق دارد در این مسیر یسر و سلوک از پا بیفتد، زیرا سلول ها از ماده اند، و ماده فرسوده می شود.اما جوهر روح نه تنها فرسایش نمی یابد ، بلکه روز به روز صیقل می یابد و شفاف تر می شود.روحی که عاشق است ، با آن همه تنوع، با آن همه افق های ناشناخته که در پیش رو دارد، ممکن نیست بمیرد.

این سیر و سلوک ومکاشفه ادامه دارد.باید از دهلیز ها بگذرد و به همه دخمه ها سر بکشد و در غار هستی را بکوبد.این حیرت ها ، این انگیزه های لمس ناشدنی نمی گذارند روح در قالب خاکی اش پا بگیرد.در حقیقت ، لحظه هایی که عاشقانه می گذرد ارزش نام زندگی را دارد.چون در این لحظات است که روح به مقام می رسد که نشانه ی لیاقتش نزد معشوق ازلی است.اسن نطفه وقتی بسته می شود که انشان نزد خداوند شایستگی می یابد ، و چه شورانگیز است آن فرصت از زمان که خدا بنده ای را به چنین موهبتی مفتخر می گرداند. شاید در آن لحظات ، در ملکوت آسمان هم وجد و سروری دیگر بر پا شود، و فرشتگان که نمی دانند عشق چیست ، و از این عطیه ی الهی محروم اند ، با دین چنین منظره ای فریبا ، حسرت انسان بودن را بخورند.

انسان ، تا وقتی با عشق در نیامیخته است ، مثل هر موجود زنده ی دیگری زیر چتر مشتی قوانین علمی فاصله ی رستن تا مردن را طی می کند.اما همینکه به چنین موهبتی دست یافت، به گوهری مبدل می شود که فراتر از قوانین ، و جدا از شناخته ها ، از هر زاویه اش نوری ساطع می شود و از هر سلولش سرودی به ترنم می آید.عرفا معتقدند خداوند عشق را به بندگانی عطا می کند که خمیره شان قابلیت این تحول را یافته باشد.

حافظ می فرماید:

گوهر پاک ببیاید که شود قابل  فیض

ورنه هر سنگ و گلی لولو و مرجان نشود

این قابلیت سهل و آسان به دست نمی آید.شکستن ((من )) های درون ، دست و پنجه نرم کردن با هواهای نفس و گذشتن از ((خود)) کار هر کسی نیست.اگر کسی چنین خمیره ای را نیابد، عشقش از آن قماش عشق هایی خواهد بود که مولانا می فرماید:

عشقهایی کز پی رنگی بود

عشق نبود عاقبت ننگی بود

و یا در همان نقطه آغاز ، پایان می یابد.اگر چه حافظ فرموده است: (( دولت آن است که بی خون دل آید به کنار)) ، اما این موهبت دولتی نیست که با خون دل سهل است، که با گذشتن از تمام هستی هم از ارزشش کاسته شود.عشق از آن دم که می آید ، آنچه بر عاشق حرام ، آسایش است:

در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست

ریش باد ۀن دل که با درد تو خواهی مرهمی

اصولا بی تابی ها و بی قراری ها که خاصه ی عشق و نتیجه یخود به خودی هستند ، دیگر آرامش و سکون و رکوردی باقی نمی کذارد.عشق درد است، و چه شیرین دردی.کدامین درد چنین مشتاقانه دردمند را به دنبال خود می کشد؟ آن هم به راهی که هیچ کناره ای بر آن پیدا نیست.

راهی اسن راه عشق که هیچش کناره نیست

آنجا جز آنکه جان چاره نیست

 

که جان سپاری ، آغاز کامیابی است.جانی که به معشوق سپرده می شود و در جان او می آیمیزد، دوگانگی را از میان می برد.در این فتح عظیم ، در این جنسپاری دلخواه ، همه اجر عاشق داده می شود. چرا؟چون زندگانی جاوید را تضمین می کند.

حافظ:

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما

 

و نور معرفت رهنمای رهروان این راه است.عشق و نور هر دو از یک جنس ، و منبع حرکت اند.حرکت جوهری، نه حرکت عرضی.هر ذیحسی خواستار رسیدن به نور است.گلدانهای اتاق رویشان را به سوی پنجره می گردانند.در جنگل ها درختان خود را زیر سایه ی یکدیگر چنان بالا می کشند که به نور برسند.بدون نور حتی نمی توان ادامه هستی را تصور کرد.بدون نور حتی بینایی هم مصداق پیدا نمی کند.در اتاقی که سراسر تاریکی است ،چشم ها را هر قدر فراخ کنیم ، باز کوریم.در چنین شرایطی زیباترین مناظر و شگفت آورترین تابلو ها هم دیده نمی شوند.در تمام مذاهب، نورنشان علم و سرور است، و ظلمت ، نماد جهل و میرایی و دلتنگی.

جالینوس می گوید: ((بدن محمل مادی روح تلقی می شود)).و بدن در معرکه های سخت ، خواه ناخواه ، پژمرده و سلول ها تاب و توان از دست می دهند.تن سپر تازیانه ها و ترکش ها می شود. چه باک! در این مبارزات است که روح به فراخنای ژرف طبیعت صعود می کند و صیقل می یابد، و عاشق مالک (( خود)) خویشتن می شود.

عشق امانت پروردگار است ، و همه ی عاشقان امانت داران خداوندند، و ارواح عشاق را در اطوار سیر تمام زمان ها با هم در ارتباط اند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 10:53 بعد از ظهر  توسط رامین  | 

فال هفته

سلام سلام به همه دوستان عزیزم که من رو با این همه وقفه که نیومدم آپ کنم بازم از یاد نبردن.به خدا خیلی ماهین از همه تون تشکر می کنم شرمنده همه تونم هستم به خدا هی می خوام اپ کنم ولی درسا نمی ذاره.قوربون همه تون

متولدین فروردین:چرا اینقدر زندگی را سخت می گیرید.بی قراری شدید که به آن دچار شده اید تاثیر نامطلوبی در زندگی شما بر جای می گذارد سعی کنید بر آن غلبه کنید.ادامه این وضعیت به نفعتان نیست و زندگی خصوصی تان را بشدت آسیب پذیر می کند.

متولدین اردیبهشت:یک درگیری کوچک با همسرتان موجب بروز مشکلاتی برای شما شده است.با یک عذرخواهی ساده می توان آن را برطرف کرد.فراموش نکنید لجبازی و غرور بیجا آفت زندگی است.

متولدین خرداد:یک پیشنهاد اقتصادی این هفته به شما می شود که سود چندانی از این کار عایدتان نمی شود مگر اینکه جوانب آن را بسنجید  و خیلی دچار خوشبینی نشوید و به همه کس اعتماد نکنید.

متولدین تیر:چندی است توجه زیادی به زندگی خصوصی خود نمی کنید و این مساله بشدت همسرتان را آزارده کرده است.از سوی دیگر وسواس و حساسیت زیاد شما باعث بروز مشکلاتی در محیط کار و خانه شده است.شاید مراجعه به یک روانکاو به شما کمک کند.

متولدین مرداد:یکی از خصلت های خوب شما که مورد تحسین اقوام و دوستان است صله رحم و سرزدن به بزرگترهاست اما بتازگی گرفتاریهای روزمره شما را از این خوی نیکو دور کرده است.بکوشید مثل گذشته باشید.

متولدین شهریور:طالع شما در این هفته بسیار بلند است.از فرصت های پیش آمده بشدت بهره بگیرید همای سعادتی را که بر شانه هایتان نشسته است را پر ندهید.ضمنا فراموش نکنید در رسیدن به موفقیت های بدست آمده همسرتان نقش مهمی ایفا کرده.این نکته را همیشه مدنظر داشته باشید و قدردان زحمات او باشید.

متولدین مهر:در مقابل مشکلات پیش آمده کمی صبور باشید.با خورخوری و جوش زدن مشکلی حل نمی شود.می توانید با مشورت بزرگان فامیل موضوع را به خوبی و خوشی فیصله دهید.اتفاقی که برای شما افتاده آنقدر بزرگ و مهم نیست که شما تصور می کنید.فراموش نکنید همه انسانها مرتکب چنین اشتباهاتی در زندگی می شوند.سعی کنید به یک مسافرت هر چند کوتاه بروید.خانواده تان به یک استراحت نیاز دارند.خیلی دنبال پول درآوردن و کارکردن نباشید.

متولدین آبان:بیشترین مشکلی که همواره موجب آزار شما می شود این است که بیش از حد از اطرافیانتان انتظار دارید.آدمها را در حد خود ببینید و مورد ارزیابی قرار دهید.کمی هم به فکر خودتان باشد و فقط به پول در آوردن فکر نکیند.

متولیدن آذر:بسیار خوش مشرب و صمیمی و گرم هستید.این خصیصه را در خود تقویت کنید.فقط گاهی از تردید و دودلی در تصمیم گیری رنج می برید که باید برای آن فکری کنید.زودی در وضعیت مالی شما تحولی روی می دهد.

متولدین دی:اعتماد به نفس شما عالی است اما گاهی کار دستتان می دهد.به یاد داشته باشید هر انسانی می تواند در دودلی در تصمیم گیری های خود دچار اشتباه شود.از مشورت با دیگران نهراسید.عشق ورزیدن بهترین راه برای تصاحب قلب هاست این نکته را فراموش نکنید.

متولدین بهمن:تا به حال از خود پرسیده اید که برای رضایت همسرتان چه می کنید.همیشه فکر می کنید فقط خودتان درست فکر می کنید.اما نیازها و خواسته های او را در نظر نمی گیرید.گاهی با خود خلوت کنید و کلاهتان را قاضی کنید و به رفتار خودتان بیندیشید.

متولدین اسفند:صبوری و انعطاف شما قابل ستایش است.این ویژگی را در خود تقویت کنید.در محیط کار سعی کنید کمی به همکاران و کشکلاتی که دارند توجه کنید.آنها به دلجویی شما نیازمندند.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 11:16 بعد از ظهر  توسط رامین  |